اشکین محمدیان : تمامی موزیک ویدئو ها در ایران ضبط شده است وتنها قسمتهای که حسین تهی خوانده است تصویر برداری در دبی خواهد بود
به گزارش ایران موزیک نیوز : اشکین در مورد موزیک ویدئو های درحال ضبط خود به خبر نگار ایران موزیک نیوز گفت: موزیک ویدئو برو حال شو ببرکه به کارگردانی فرهاد غفوریان وبه سفارش شبکه ایران موزیک هست که در حال تولید و همچنین موزیک ودیدئو ترشیدی که کار مشترک من و امیر شهریارو حسین تهی هستش که به کارگردانی sepehr v در حال تولیدهست که تصویر های که در این ویدئو کلیپ از حسین تهی گرفته خواهد شد در دبی ضبط خواهد شد. ویدئو تیریپت من و کشته که به کارگردانی سعید مدرس در حال تولید دارم که اسپانسر لباس چرم مشهد بوده که با طراحی های جدید لباس ها رو آماده کرده بودند وهمچنین ویدئو خوش به حالش به کارگردانی بابک تسلیمی در حال ضبط هست.
اشکین در مورد ویدئو خوش به حالش و تیریپت من و کشته گفت: این دو تا موزیک پخش اختصاصی ندارند و پخش این آهنگ ها یک به یک بعد از ماه رمضان از شبکه های ماهواره ای پخش خواهد شد.همچنین در مورد فضای تصویر برداری کارها باید بگویم که تمامی فضاهای تصویر برداری شده در ایران و در فضای استودیو با افکت های تصوری به کار برده شده انجام می شود البته به جز ودیئو برو حال شو ببر که طراحی صحنه در آن به کار گرفته شده است در مورد ویدئوی برو حال شو ببر من و امیر شهریار یک نقش جدیدی رو بازی کردیم که کار رو خیلی زیبا کرده .ویدئو ترشیدی هم یه کار فان وزیبایی داره که حتما مورد توجه قرار خواهد گرفت.
سرمايهگذار كنسرت «حامي» از خيريه نبودن اين كنسرت خبر داد
سرمايهگذار كنسرت «حامي» اعلام كرد كه عليرغم اظهارات حامي، كنسرت او از ابتدا قرار نبود به صورت خيريه برگزار شود.
ایران موزیک نیوز به نقل از فارس: سرمايهگذار كنسرت حامي در خصوص عدم برگزاري اين كنسرت و لغو آن از سوي حامي، در گفتوگو با خبرنگار فارس، گفت: حميدرضا اهلبوب (حامي) 23 تير مستقيماً با من قرارداد منعقد كرد و اين قرارداد هيچگونه ارتباطي با مؤسسه و يا خيريه به صورت روبنايي ندارد كه ايشان بتواند به آن استناد و يا اعتراض كند. قاسم آوينيفر افزود: صرفاً حركت ايشان تنها با هدايت و حمايت مافياي موسيقي طراحي و در جهت دريافت تمامي سود حاصله مادي و معنوي به نفع ايشان و ديگر عوامل مرتبط با ايشان بوده و هست. وي ادامه داد: اين موضوع طي نامهاي به حراست دفتر موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي از سوي بنده تسليم شد و اعلام شد كه اين بازي صرفاً براي برگزاري اين كنسرت توسط شخص حامي و شركت مربوطه و ديگر عوامل در تاريخ ديگر است كه خوشبختانه اين موضوع نيز امروز آشكار و گروه و شركت مربوطه به اين امر مبادرت كردهاند. وي در پايان گفت: اين در حالي است كه اين سودجويان بدون نسخ قرارداد مربوط به اين كنسرت و يا بازگرداندن دستمزدها و هزينهها مبادرت به اين موضوع كردهاند.
با تأمين بخش عمدهاي از مبلغ ديه براي آزادي نوجوان زنداني؛
آخرين شب كنسرت «شهرام ناظري» برگزار شد
شب گذشته، آخرين شب برگزاري كنسرت «شهرام ناظري» در مجموعه فرهنگي تاريخي نياوران بود. در اين شب يكي از شركتكنندگان در كنسرت، اهداي بخش عمدهاي از مبلغ ديه درخواستي براي آزادي نوجوان زنداني را بر عهده گرفت.
ایران موزیک نیوز به نقا از فارس:شب گذشته آخرين شب اجراي كنسرت «شهرام ناظري» بود كه با تاخير ساعت 21:30 آغاز شد. بنابر اين گزارش، اين مراسم با حضور هنرمنداني چون بهرام بيضايي، بهمن قبادي، جعفر پناهي، عزت الله انتظامي، رويا نونهالي و ... برگزار شد و شهرام ناظري و گروهش به مدت يك ساعت به اجراي برنامه پرداختند.
اين آلبوم كه زماني نزديك به 50 دقيقه دارد، از 10 ترك تشكيل شده كه به گفته خود عبدي در مقاطع زماني وشرايط متفاوت شكل گرفته و تعدادي از آنها نيز در اجراهاي زنده گروه ماد در داخل ايران و همچنين اجراهاي عبدي به همراه محسن نامجو و احسان زارع در ارمنستان، شنيده شده است. عبدي بهروانفر اين آلبوم را طي سفري طولاني، به تنهايي و در مسيري ناهموار و رسيدن به ناكجا آبادي به نام شلمرود تعبير كرده است (سفري كه مسافرش خود عبدي بوده است) و شركت بمآهنگ در توضيح آلبوم در سايت فروش آن CD Baby آن را اثري برگرفته از بازه گستردهاي از سبكهاي موسيقي “از حاح قربان تا سان هاوس (Son House)” و به قصد بيان و به اشتراك گذاشتن عميقترين احساسات شخصي عبدي مينامد.
حسني ، شخصيت داستاني براي کودکان، در روايت موسيقايي عبدي بهروانفر، نه کثيف است و نه تنبل، او شوريده است، ماجراجو است و از قطعه اي به قطعه ديگر، قاطي زندگي روزمره يک جوان امروزي و از لابه لاي ماجراجويي ماليخوليايي خود به «شلمرود» مي رسد.
عبدي بهروانفر، کسي که مي توان او را بعد از محسن نامجو، دومين پديده خلاق گروه راک زيرزميني «ماد» خواند، با انتشار آلبوم «شلمرود»، سبک و سياق تازه اي را پيش روي علاقه مندان موسيقي غيرمتعارف فارسي قرار داده است.
«شلمرود» ده قطعه دارد و از سوي کمپاني مستقل بم آهنگ، در کانادا منتشر شده است.
از ماد تا فريادي «فشرده»!
عبدي بهروانفر، مدتها است که براي آشنايان با موسيقي زيرزميني – به ويژه هواداران محسن نامجو – نامي آشناست.
او سرپرست گروهي است به نام «ماد» که در مشهد شکل گرفت و محسن نامجو، نوازنده و خواننده اي که بعدها شهرت خيره کننده اي به دست آورد، يکي از اعضاي آن بود. خيلي ها «ماد» را با اثري در سومين دوره فستيوال موسيقي تهران آونيو شناختند.
از «ماد»، آنچه مانده تا امروز – به جز ضبط هاي غيرحرفه اي اجراهاي زنده که دست به دست مي چرخند – دو هنرمند جوان هستند که نتيجه تجربه خود را در دو آلبوم منتشر کرده اند: «ترنج» و «شلمرود». نه تنها «ماد» براي موسيقي خود تلاش داشت که در نوآوري و تلفيق سبک هاي گوناگون و از آن مهم تر، شکل دادن يک سازبندي جديد، نقشي پيشرو به عهده بگيرد، بلکه اصولا عبدي بهروانفر که نوازنده و خواننده گروه بود، آموزش ديده سبک هاي گوناگون است؛ آموزش هايي که تاثيرش در تلفيق هاي گاه و بي گاه «ماد» نمايان مي شد.
اشعار گروه نيز چنانکه عبدي مي گويد، به واسطه ورود مصطفي ياوري، به دو عنصر تازه پيوند خوردند: نخست اينکه اشعار به آيينه زندگي، علايق و دريافت هاي اعضا نزديک شدند و دوم اينکه «تاريکي دروني مصطفي»، فضايي گاه بسيار افسرده را به ترانه ها افزود.
مصطفي اگرچه «در روز تولدش از دنيا رفته است» و ديگر در کنار گروه نيست، اما اين تاثير دست کم در آثار عبدي هنوز هويداست.
از «ماد»، آنچه مانده تا امروز – به جز ضبط هاي غيرحرفه اي اجراهاي زنده که دست به دست مي چرخند – دو هنرمند جوان هستند که نتيجه تجربه خود را در دو آلبوم منتشر کرده اند: «ترنج» و «شلمرود».
ديگر اعضاي گروه، نه به شکل منسجم و برنامه ريزي شده، اما با حضور در ضبط آثار و قبول مسئوليت نواختن برخي قطعات در هر دو آلبوم حضور داشته اند.
ضمن اينکه در آلبوم «ترنج» يکي از آثار عبدي نيز با صداي خودش گنجانده شده که هر چند هيچ شباهتي به آثار و سبک و سياق نامجو ندارد، اما اثري است خاص و جذاب.
هيچ کجا آباد عبدي
«شلمرود»، اشاره زيرکانه اي است به ناکجاآباد گمشده اي که مي توان رد آن را در اتوبيوگرافي بسيار کوتاه عبدي نيز يافت: او کارش را در مشهد در خانه اي متروک آغاز کرده، به تهران آمده و در سبک هاي گوناگون آموزش ديده، به مشهد بازگشته و چندين اجراي زنده برپا کرده، با نامجو در «ترنج» همکاري کرده، به تهران رفته و براي تئاتر، موسيقي متن ساخته و اين روزها در ارمنستان است. به نوشته خودش به آنجا رفته تا نوازندگي گيتار در سبک جاز را آموزش ببيند.
بي قيدي عبدي نسبت به سبک هاي موسيقي، به سازبندي و شيوه نواختن سازها و آهنگسازي خلاصه نمي شود؛ عبدي در متن ترانه ها نيز، روح سرکشش را به نمايش مي گذارد.
اين گونه است که عبدي در قطعه اي به نام «شلمرود» که هم نام آلبوم نيز هست، نه تنها شورش کلامي خود را با روايت لختي از سرگشتگي هايش، بي تعارف نمايش مي دهد، بلکه استفاده مکرر از ناسزاهاي خياباني و اصطلاحات روزمره در اين ترانه، حس همزادپنداري جوان امروز ايراني را تحريک مي کند؛قطعه «شلمرود»، با موسيقي الهام گرفته شده از بلوز و کانتري، رنگ و رويي شادتر نسبت به محتوايي دارد که تنها شنيدن ناسزاهايش مي تواند براي خانواده هاي محافظه کار ايران، سخت باشد. (اين شعر چنان با ناسزاها و اصطلاحات رايج مصرف مواد مخدر درآميخته که اگر کسي بخواهد از سايت بالاترين به آن لينک بدهد، ناچار است يک «+18» رو به روي لينکش بگذارد!)
موفقيت يا عدم موفقيت مالي اين آلبوم، از جمله مسائلي است که عبدي مصرانه مي گويد برايش مهم نيست. اما بي شک او بناي کارهاي حرفه اي تر آينده اش را مي تواند بر ستون هايي بگذارد که اين آلبوم توانايي خلق آنها را دارد. اما همين هنرمند که شوخ طبعانه کانتري و بلوز را به کارش راه مي دهد، در قطعه اي چون «به سرم زد»، هارد راکي بي پيرايه را دستمايه مي کند تا اثري کاملا ماليخوليايي خلق کند و فضاي قابل باوري را از جمله اي که ده ها بار تکرار مي شود (به سرم زد) براي شنونده بيافريند.
با اين همه، بي توجهي – گويا عمدي – اين هنرمند، به برخي علايق سليقه عمومي و پافشاري اش بر آنچه خود آن را «عدم تعلق خاطر به دسته بندي هاي تجاري» مي خواند، گاه و بيگاه در اين آلبوم تکرار مي شود؛ فريادهاي ماليخوليايي، تکرار عمدي بخش هايي از اشعار يا ناله هاي سوزناک، شايد در يک اجراي زنده، گروهي از هواداران را به وجد بياورد، اما براي آلبومي که قرار است در دسترس گروه بزرگي از مخاطبان قرار بگيرد، واکنش هايي متفاوت بر مي انگيزد. و البته اين واکنش مي تواند از سوي گروه بزرگي از هواداران چندان مثبت هم نباشد.
موفقيت يا عدم موفقيت مالي اين آلبوم، از جمله مسائلي است که عبدي مصرانه مي گويد برايش مهم نيست. اما بي شک او بناي کارهاي حرفه اي تر آينده اش را مي تواند بر ستون هايي بگذارد که اين آلبوم توانايي خلق آنها را دارد.
عبدي بهروانفر احتمالا از نام هايي است که در موسيقي روز ايران، در سال هاي آينده بسيار شنيده خواهد شد
صابري:حمايت از گروه شمس، حمايت از ميراث معنوي خليج فارس است
پري صابري كارگردان تئاتر گفت:خليج فارس ميراث معنوي ايران زمين است و تمام مردم بايد از اقدام گروه موسيقي شمس به سرپرستي«كيخسرو پورناظري» حمايت كنند تا شاهد سرنوشت مولانا نباشيم.
خليج فارس از ابتدا خليج فارس بوده و تا پايان زندگي بشريت هم خليج فارس خواهد ماند. هم اكنون گروه موسيقي شمس با برگزاري كنسرت و با زبان موسيقايي، با عنوان«خليج عربي» به جاي «خليج فارس» مخالفت خود را اعلام داشته است،اما تمام مردم جامعه ،نهادها،ارگانها و ....نيز بايد از اين اقدام ملي حمايت كنند. كارگردان تئاتر «شمس پرنده» با اشاره به اينكه كشور تركيه اجازه اجراي اين تئاتر را در اين كشور نداد،خاطرنشان كرد:اشعار مولانا به زبان فارسي است و زادگاه وي در بلخ بوده است ،اما به دليل سهل انگاري و پاسداري نكردن ،تركها آن را به نام خود زدهاند. وي ادامه داد: اگر در قضيه خليج فارس به مانند مولانا سكوت كنيم ؛به طور يقين اين خليج نيلگون پارس به سرنوست شمس و مولانا دچار مي شود. صابري افزود:جنگ ميان اعراب و ايران از پيشينه وسيعي برخوردار است و بايد مواظب باشيم كه در حال حاضر كه آنها در منطقه قدتمند شده اند، اموال و ميراث هاي معنوي ما را به نام خود سند نزنند. اين هنرمند گروه موسيقي شمس را يكي از نوآورترين گروههاي موسيقي در داخل و خارج از ايران دانست و گفت: ميتوان با زبان هنر و به ويژه موسيقي در روح جوانان اين مملكت اميد و غيرت دميد و آنها را نسبت به مرزهاي اين خاك كهن و زرخيز حساس تر كرد. صابري در پايان صحبت هاي خود گفت: اين گروه طي ساليان كه فعاليت موسيقي داشته است،هميشه از استقبال همه اقشار جامعه بهره برده است؛به طبع از هنرمندي مانند كيخسرو پورناظري جز اين نمي توان انتظار داشت. بر اساس اين گزارش، برنامه گروه موسيقي شمس به سرپرستي «كيخسرو پورناظري» در دوبخش اجرا خواهد شد؛ بخش اول بر مبناي موسيقي تنبور است و آثاري روي اشعار مولانا اجرا ميشود كه شامل پنج قطعه موسيقايي است. همچنين در بخش دوم كه موسيقي ملي نام دارد قطعات به صورت كار گروهي توسط پورناظرى ها ساخته شده اند به اين معنا كه هر يك از پورناظري ها در تكميل و نهايي شدن اين قطعه سهمي داشتهاند و نظرات جمعي در ساخت آن لحاظ شده است. گروه موسيقي شمس به سرپرستي كيخسرو پورناظري به همراه نوازندگان مسلمان از ديگر كشورها از 23 تا 26 مرداد كنسرت خود را با عنوان «برآفتاب خليج فارس» در كاخ سعدآباد برگزار ميكنند. اين كنسرت با حضور نوازندگاني از ارمنستان، فرانسه، انگليس، هند، هلند، عراق و تركيه در ساختار برگزار ميشود . همچنين اين گروه را علاوه بر پورناظرىها، هنرمنداني چون نجمه تجدد، حميدرضا تقوى، ندا خاكى، كاوه گرايلى و... همراهي ميكنند.